باستانشناسی عمری به قدمت تاریخ حیات دارد و هرچند داده های آن نشان داده که از زمانی آغاز میشود که نخستین ابزارهایی که حدود ۳/۳ میلیون سال پیش در شرق آفریقا ساخته شده بودند،اما این همه واقعیت های این علم و همه یافته ها نیست.چرا که مطالعه آنها تا به امروز ادامه پیدا کرده و ادامه خواهد داشت. اما اینکه در حقیقت باستانشناسی از کی و کجا شروع شده داستان دیگری دارد. میدانیم که بیشتر مردم به گذشته خود علاقهمندند و به نظر میرسد انسان همیشه در مورد آثار باقیمانده از گذشتگان خود کنجکاو بوده است.ما هرگز نخواهیم دانست که این علاقه و کنجکاوی از چه زمانی آغاز شده، اما نشانههای بسیاری از آن در برخی فرهنگهای قدیمی وجود دارد و دیده شده که اشیای قدیمی را جمعآوری یا حتی ستایش و پرستش میکردهاند. مثلا در قبر یک شاهزاده خانم سده پنجم تراکیه در بالکان کلکسیونی از تیرهای سنگی دوران سنگ پیدا شده است. در آمریکای شمالی در محوطههای ایروکی سدههای پانزدهم و شانزدهم میلادی ابزار و اشیای سنگی یافت میشوند که هزاران سال پیشتر ساخته شدهاند یا اینکه گفته میشود ملکههای اینکا در آمریکای جنوبی سفالهای قابل توجه متعلق به فرهنگ موکه که متعلق به سدههای کهنتری بودهاند را جمعآوری میکردند.شاید یکی از قدیمیترین باستانشناسان جهان نبونیدوس پادشاه بابل بوده که در سده ششم پیش از میلاد کف معبدی را حفاری کرده تا به پایههای سنگی آن که متعلق به هزاران سال پیشتر از او بوده دست یابد. و طبعا آن باستانشناسان مانند باستانشناسان امروزی نبودهاند. در یونان باستان و در خلال نخستین سدههای پس از میلاد، این اصطلاح مخصوص گروهی از هنر پیشگان بوده که افسانههای قدیمی را با لالبازی برای مردم نقل میکردند. اصطلاح باستانشناسی چنانکه امروزه شناخته شده است توسط یک پژوهشگر اشیای عتیقه سده هفدهم به نام ژاک سپان مصطلح شده است.دانشی که می رفت تا هویت ساز باشد و بستر فرهنگ های گذشته را بکاود در دامان سیاستمداران به ابزار سیاهی تبدیل شد و جنایت ها با آن رقم خورد.باستان شناسی متاسفانه یکی از رشته هایی است که از آغاز درخدمت دولتها بوده و با سیاست آلوده گشت.در پس پرده هر غارت و جپاولی از میراث باستانی تمدن هایی چون ایران و مصر و عراق و...دستان آلوده سیاستمداران و مبلغان و افراد دیگر با اهداف شوم سیاسی و نه خدمت به باستان شناسی دیده می شود.سیاستمداران باستان شناسی را برای تخریب و یا خلق تاریخ و هویت های کاذب ملی و قومی بکار گرفتند و با اینکه کوشیده اند با استمداد از باستان شناسان و باستان شناسی با بسترسازی های فرهنگی پدیده های اجتماعی و سیاسی هنری و ...را کنترل و هدایت کنند نقش آنها در نفع اقتصادی کشورشان نادیده گرفته نشده است.باستان شناسی بر سیاست و جامعه تاثیرگذار شد و این تاثیر با تاثر از افکار ناسیونالیسمی،قوم گرایی و فرهنگ پذیری و تخریب هویت ملی همراه بود.این پدیده در سده ی که گذشت همگام با تحولات شتابان سیاسی توجه باستان شناسان را به خود جلب کرد.در دویست سال گذشته شکل گیر ناسیونالیسم و ظهور دولت های ملی با رشد و توسعه باستان شناسی همزمان شد و در نتیجه سیاستمداران این دانش نوپای و جوان را به خدمت در راه اهداف خود گرفتند.چرا که باستان شناسان نه تنها شهروندان دولتها محسوب می شدند بلکه ابزار سیاسی آنها نیز گردیدند.به فول فیلیپ کوهل،باستان سناسی تابع خواسته های دولتها شده است.و موسسات دولتی در این بین بیشترین سود را برده اند.باستان شناسی که مهمترین ابزار فرهنگی دولتها بود به ابزارسیاسی سیاستمداران تبدیل گردید.باستان شناسی ابزاری برای حکومت جاعل اسرائیل و زمینه ساز اشغال این سرزمین مقدس(فلسطین)شد.هزاران هزار ابزار و میراث فرهنگی ایران در صدهای موزه های دنیا با هدف سیاسی و با نیت از بین بردن هویت ایرانی انجام شد.موزه های اسرائیل،امریکا ،متروپولیتن و لندن،بریتیش مزیوم و ...تنها با نیت خیانت و جنایت علیه میراث بشری رشد کردند خیانت و جنایاتی که نسل های آتی قطعا در برابر آن بی تفاوت نخواهند ماند.

برچسب:
نویسنده: علی مقدم