باید در سرزمینی که حقوق بشر به عنوان گرانبهاترین میراث فرهنگی انسانها ازدرون تمدن آنها بروز و به روز نموده است ،حفظ میراث فرهنگی را نیز به عنوان ارزشمندترین حقوق انسانی (متعلق به همه انسان ها و همه ادوارتاریخی) را به مردم سپرد.
گذشته بخش عظیمی از هویت و پودمان و بودمان و هستی مان است.کشف گذشته بشر به عبارتی سفری برای کشف خودش است.بشربا کشف هراثرتاریخی از خرد تا کلان،با یک پیام تاریخی و جهانی روبروست.در جهانی که امروزه ما در پهنه ی آن آرام گرفته ودر زیر سقف آسمان میراث آن زندگی می کنیم ناگزیریم این پیام ها را بشنویم.نمی توان چشم و گوش برآثار(پیام)گذشتگان بست.اسلام در مورد مطالعه آثار گذشتگان ،سرگذشت دیگران و علم آموزی تاکید و بر مسافرت و دیدن آثار پیشینیان تائید فراوانی دارد. قرآن کریم بارها به مسلمانان گوشزد کرده است که آیا نمی بینید که بر اقوام گذشته چه آمده است ؟ لذادرمی یابیم از دیدگاه اسلام وجود بناهای تاریخی و آثارباستانی (نشانه ها –ویرانه ها) نه تنها اشکالی ندارد، بلکه با توجه به جنبه های فرهنگی، عبرت آموزی از پیشنیان(که مورد تاکید اسلام نیز هست)، نشان دادن پیشینیه کشورها و اقوام مختلف فواید زیادی بر آن مترتب است. علاوه بر آن هیچ دلیل خاصی بر تخریب این بناها یافت نمی شود از آنجا که این بناها به عنوان بیت المال و اموال عمومی و به عنوان میراث جامعه بشری به شمار میروند کسی حق تخریب آنها را ندارد و تخریب آنها موجب ضمان میشود.آثار باستانی پیشینه تاریخی ملتها محسوب گردیده ودارای ارزش و اهمیت فراوانی هستند مردم با دیدن آنها به وحدت ارزش های انسانی پی می برند .زیرا آثار باستانی میراثی همگانی و متعلق به همه مردم جامعه و حتی جامعه بزرگ بشری است.
متاسفانه امروزه برخلاف گذشته های نه چندان دور، با فراموشی میراث گذشتگان سبک زندگی دچاردستخوش های ناخوشی شده است.میراثی که برهویت فرهنگی جامعه انسانی دلالت دارد و می توانددر شناخت زندگی گذشتگان مفید و موثر واقع شود. میراث گرانباری که متعلق به همه ما و نسلهای پیش روی ماست .بایدبه عنوان منبع زنده، مسندات تاریخی،توسعه آور و هویت بخش با زندگی مردم ،حفظ و صیانت شود ،و مهم ترین گام ،وکام در تغییر دید در مفاهیم و نگرش آنها به اجزاء میراث فرهنگی یعنی محوطه ها،تپه ها،بناها و اشیاء تاریخی ،خانه های قدیمی و بافت های سنتی و...استپیشرفت درگام و حلاوت کام این تغییرها رادر عمل از رئیس جمهوری که در سوگندنامه اش ( خود را پاسدارمیراث وفرهنگ ایرانزمین یاد می کندتا تک تک (افراد)ملتی که ریشه در این میراث و فرهنگ ایرانزمین دارد باید شاهد بود. زیرا میراث فرهنگی در نقش یک عامل هویتساز بیانگر چیستی و کیستی یک جامعه یا یک شهر و روستا و تک تک آحاد ومهری برتائید هویت افراد جامعه بوده و با زندگی مردم عجین شده است ازاین جهت مهمترين بخش در ميراث فرهنگي ، همین بعد هويت بخشي آن بوده که در فرايند جهاني شدن وبرقراری تعامل بين كشورها و اقوام رو به فزوني ميباشد. درآئینه میراث ، همه ی جنبه هاي تاريخ گذشته و زمان حال ملتها در معرض نظارت عموم است . در چنين زماني ميراث فرهنگي مفهومی اثربخش و شناسنامه ي يك ملت پیدا می کند.ازاین روی ضرورت توجه به میراث و آثارفرهنگی در شهرها و روستاها دغدغهای است که نه تنها در ایران که حتی در کشورهای دارای بافتهای تاریخی اندک نیز وجود دارد.بافتهای تاریخی چه در تپههای هفتگانه رم از دوران امپراتوری بیزانس به یادگار مانده باشند و چه در بازار تاریخی تهران به جای مانده از دوران صفویه و قاجاریه، همگی ارزش تاریخی و جایگاه هویتی شهرها را برای بازدیدکنندگان تعریف میکنند.امروزه ملت ها و اقوام برای گفتگو و هم اندیشی بیشتر نیازمند شناخت یكدیگر و از این رو میراث فرهنگی و یادمان های تاریخی از مهم ترین ابزارومولفه ی این گفتگو است. چون میراث تمدن هر دیار، درحكم دریچه هایی است، كه به سوی روحیات و خلق خوی و آداب و رسوم ساكنین باز می شودو شناختن و شناساندن آثار تمدن چهرهای تابناك هر نقطه به حكم وظیفه بر همگان یک ضرورت است. از هر دریچه كه به میراث و فرهنگ مردم در هر كجای دنیا باشد، بنگریم، یك پیام كاملاً شفاف را از دل تاریخ بر كتیبه زمانه حك شده می بینیم (که مفهوم آن این است) آینده از آن ملتی است كه گذشته خود را می شناسد. میراث فرهنگی ، عصاره شخصیت وجودی و هویت فرهنگی، اعتقادی و سیاسی هر ملتی در تاریخ بوده و هر ملتی همان قدر دارای شخصیت هویت و اصالت ریشه و ارزش تاریخی است كه مستنداتی به عنوان میراث فرهنگی از خود ارایه نماید،لذاحفظ آن اولین اقدامی است كه در مورد آثار و اشیاء و صیانت از ریشه های تاریخ سرزمین ها خصوصآ سرزمین تاریخی ایران مهد ریشه های کهن لازم است،آثار تاریخی بهجایمانده و میراث اعصار و آثار ،اعم از مدنی و معنوی، هرکدام آیت ونشان ،رد پا ،اشاره و اشارتی هستند که ما را بامفاهیم تاریخ بلندآشنا می سازند .پیامی برای همهی نسلها هستند برای فرزندانی که در درون میراث افعال و اعمال و کردههای نیاکان و پدران خود بهطور مقدر زاده میشوند. میراث فرهنگی همیشه مهمترین مؤلفه، مقوم، منبع و مرجع آگاهی تاریخی و معیارسنجش میزان فهم ما از نحوهی بودن و حضور تاریخی در جهان در طول ادواربوده ، هست و خواهد بود. فرهنگها، دورهها، قومیتها، ملتها، قارههای مدنی و معنوی را با همین میراث و عیار ها میتوان محک زد، می توان شناخت ومی توان فهمید.میراث ریشه در تاریخ، فرهنگ و مواریث مدنی و معنوی و ارزشها دارد وبا تخریب هراثرباستانی،تاریخ سرزمین ها مفاهیم خود را از دست می دهند.زیرا این آثار مادی و معنوی به جامانده از گذشته همان میراث فرهنگی بر هویت مردم و جامعه ی آن دلالت دارد و از آن جهت قابل توجه است که در شناخت زندگی گذشتگان جامعه مامفید و مؤثر بوده و برای مطالعه و نیز بازشناسی آثار مادی تمدنها و سیر تشکیل و تکامل آنها سندی باارزش بهشمار میآیند.برای هر ملت، شناخت گذشته برای ساختن آیندهای بر پایه همین هویت فرهنگی امکان پذیر می گردد. در حقیقت پویایی و بقای فرهنگی در آینده، نیازمند پیوستگی میان دیروز و امروز و فردای ملتهاست.ذهن و فکر و تمامی خرد ما را به بسوی رخداد هایی سوق می دهند که بی دسترسی به آنها تصور درک وقایع و روی داد ها را برای مردم کمی مشکل تر می سازدهر اثر نقش مکمل در رویکرد های باستان شناختی دارد ماده ها و مانده هایی که از آنها به عنوان سند و مدرک نام برده می شوندذهن و خیال و فکر ما را بسوی وقایعی می کشاند که شناخت آنها آرزوی بشر است ،یک سند و مدرک مکتوب و یا منبع کلامی پیامی روشن تر از یک مدرک و یا ماده باستان شناختی را به ما می رساند به دیگر سخن هنگامی که زبان گنگ و الکن یک منبع و مدرک باستان شناختی از جنس دیگر که از روشنی و صراحت بیشتر در ایجاد ارتباط مستقیم و رساندن یک فکر یا یک تجربه برخوردار است همسو و همپا و همواره و همراه می شود نوری تازه بر چهره واقعیت و هم بر اگاهی ما تابیده می شود پرده های ابهام از چهره زنگار زده تاریخ کنار زده می شود و تصور و تصویری واضح از گذشته و تاریخ گذشتگان در فرا روی ما قرار می گیرد و این تصویر به درستی در ذهن نسل ادمی نقش می بندد و قتی کتیبه خوانده می شود به ما می گوید که کار چه مردمانی بوده و به چه نیت و اهدافی ساخته شده اسشت از زبان شاهان سخن بمیان می آورند و از دوران های اوج و افول تمدن ها سخن می گویند معرفت و شناخت ما با همین یک اثر و مطالعه بر آن جان می گیرد و ذهن ما هم در پرتو اطلاعات موثق دریافتی مطمئن تر برای ورود به عرصه کشف رابطه ها و نبش بناها و اطلاعات مفقوده ٰگشوده تر می شود به هر روی در وصف و اهمیت به کمک فراخواندن و استفاده از منابع مکمل و سهم هر کدام از آثار باید گفت هرشئی سندی و منبع تکمیلی برای روشن ساختن زوایای تاریک تاریخی هستند که باید در حفظ و سلامتی آنها کوشید.باید در سرزمینی که حقوق بشر به عنوان گرانبهاترین میراث فرهنگی انسانها ازدرون تمدن آنها بروز و به روز نموده است ،حفظ میراث فرهنگی را نیز به عنوان ارزشمندترین حقوق انسانی (متعلق به همه انسان ها و همه ادوارتاریخی) را به مردم سپرد.
(تورج رهبرگنجه)
برچسب:
نویسنده: علی مقدم