چرا باید بر این میراث فرهنگی تکیه کرد؟
کشفیات باستان شناختی رویاهای تبارآدمی را در باره گذشته های بسیاردور بازسازی و روشن می کنند.نفس و ذات این آثار توجه به رخدادها وبیانگررویدادهایی است که درطول هزاران سال بشر گذشته تا دیروزبا آن درگیربوده است.میراث فرهنگی به همین دلیل ذات خاص جاذبه متفاوتی با سایربخش های فرهنگی دارد.پیام و وجه اشتراک آثار و مواریث فرهنگی در همه کشورها با قبایل و تبارهای گوناگون به عنوان پیشینه تاریخی ،سند و سجل هویتی،رد پا ،گام ها و کام ها ی تلخ و شیرین آن است از این سبب دارای ارزش و اهمیت فراوانی می باشند. مردم با دیدن آنها به وحدت ارزش های انسانی و اقوامی خود پی می برند .امروزه میراث فرهنگی ،میراث کل بشریت، همگانی و متعلق به همه است. آنچه از میراث و یادمانهای فرهنگی و تاریخی ایران برجای مانده تا چه اندازه بازتابگر هزارههای پرفرازونشیب ایران است و ما آنچه از میراث و یادمانهای فرهنگی و تاریخی ایران برجای مانده تا چه اندازه بازتابگر هزارههای پرفرازونشیب ایران است و ما چگونه میتوانیم در شناخت گذشته خویش بر آن تکیه زنیم؟هر اثر باستانی از دیرینهای کهن و سادهترین گرفته تا پیچیدهترین مجموعههای فرهنگی، ابنیه و آثار باستانی همواره حامل پیام است. هیچ اثر باستانیای بیپیام وجود ندارد. میراث فرهنگی بستر تداوم و استمرار تاریخی، مدنی و معنوی ماست. میراث فرهنگی، میراث ریشههای ملی، معنوی و ایرانیبودن ماست.
یک ملت و یک جامعه را با ریشههایش موثقتر و مطمئنتر میتوان شناخت تا با تنهها و ساقهها؛ همینطور از ریشههایش آسانتر میتوان افکند تا از ساقهها و شاخهها. امر اتفاقیای نیست که امروزه بدخواهان و بدسگالان ، ریشههای هویتی ما را نشانه گرفتهاند. باید به این میراث تکیه کرد چون،صیانت از آن به عنوان سندریشهها، صیانت از موقعیت تاریخی، مدنی و معنوی ملت ماست. بهصراحت و صرافت میتوان گفت که ایران از ممتازترین منطقههای فرهنگی تاریخ جهان است؛ کشوری که توانسته، از هویت قومی و طایفهای و نژادی و ژن و سلول و مولکول فرابگذرد و بهصورت یک هویت عظیم فرهنگی، مدنی و معنوی و ارزشی در سطح جامعه و تاریخ جهانی ظاهر شود. این وحدت معنوی و وفاق ملی و اتفاق فرهنگی و مدنی و معنوی را شما از ترانههای ارس تا اروند، از اروند تا هیرمند، از هیرمند تا سرخس آشکارا میتوان در ذره ذره از خاک گوهرخیز این سرزمین ، در حماسهها، در اسطورهها، در آیینهای فتوت و پهلوانی او احساس کرد. همهجا، یک روح نجیب، یک معنویت شریف، یک نگاه و برخورد سرشار از مدارا و تعادل میان درون و بیرون را میتوان دید. باید به این میراث تکیه کرد زیرا سقف آبی آسمان آن بر سرمان گسترده است و همه در زیر سقف آسمان یک میراث،فرهنگ و ملیت زندگی می کنیم.زیرا هر اثر باستانی از دیرینهای کهن و سادهترین گرفته تا پیچیدهترین مجموعههای فرهنگی، ابنیه و آثار باستانی همواره حامل پیام است. هیچ اثر باستانیای بیپیام وجود ندارد. میراث فرهنگی بستر تداوم و استمرار تاریخی، مدنی و معنوی ماست. میراث فرهنگی، میراث ریشههای ملی، معنوی و ایرانیبودن ماست. یک ملت و یک جامعه را با ریشههایش موثقتر و مطمئنتر میتوان شناخت تا با تنهها و ساقهها؛ همینطور از ریشههایش آسانتر میتوان افکند تا از ساقهها و شاخهها. امر اتفاقیای نیست که امروزه بدخواهان و بدسگالان میهن ما ریشههای ما را نشانه گرفتهاند. باید به این میراث هم تکیه کرد و هم از آن صیانت کرد.چون صیانت از ریشهها، صیانت از موقعیت تاریخی، مدنی و معنوی ملت ماست. بهصراحت و صرافت میتوان گفت که ایران از ممتازترین منطقههای فرهنگی تاریخ جهان است؛ کشوری که توانسته، از هویت قومی و طایفهای و نژادی و ژن و سلول و مولکول فرابگذرد و بهصورت یک هویت عظیم فرهنگی، مدنی و معنوی و ارزشی در سطح جامعه و تاریخ جهانی ظاهر شود. این وحدت معنوی و وفاق ملی و اتفاق فرهنگی و مدنی و معنوی را شما از ترانههای ارس تا اروند، از اروند تا هیرمند، از هیرمند تا سرخس آشکارا میتوانید در نغمههای موسیقی عرفانی او (ملت ایران)، در ادبیات، در حماسهها، در اسطورهها، در آیینهای فتوت و پهلوانی او احساس کنید. همهجا، یک روح نجیب، یک معنویت شریف، یک نگاه و برخورد سرشار از مدارا و تعادل میان درون و بیرون را میتوان دید.