جهان آینده متعلق به میراثداران فرهنگی است*
میراث هرکشور،قوم ، ملت و ملیتی آئینه ی تمام قدی از گذشته و چراغ راه آینده شان است.به عبارتی آینده هر ملت مانند گذشته شان،درمیراث فرهنگی شان تبلور می یابد.میراث هرکشور همانطور که گذشته شان است آینده خودشان نیز می باشد. می گویند هر تجربه اصیلی ،هر کتاب و کلام و پیام و اندیشه ای هراثری اعم از دینی وعرفانی، ذوقی و زیباشناختی، فلسفی وعلمی،هنری و... به هرمیزان ریشهای تر و سرچشمه ای تر، بهرمیزان رشته های اتصالش با بنیان ها و سرچشمه های وجود متصل تر و مستحکم تر هم گوهرین تر هم برذهن و فکر وروان و رفتارو نحوه بودن ما درجهان تاثیرگذارتر و دریادها و خاطره ها و حافظه ها ماندنیتر خواهد بود.زندگی بشر از ابتدا تا کنون وتا فردا نیز برخورداراز تجریبه های تلخ و شیرین،تو ام با فراز و فرود ها همراه بوده و هست.میراث هرسرزمین تکیه گاه ودژی استوارو رشته ی پیوند بین دیروز و امروز و فردای ملتهای آنها بشمارمی رود.آینده �نگری در نزد ملتها شرایط و لوازم خاص دارد پشتوانه آن علاوه بر تخصصی که جامعه باید درمسیرآن گام بردارد با اطلاعات و معلومات تاریخی و علمی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی برخوردارند ولی آینده� همراه است.چراکه که انسان قبل از آنکه برای نجات خود به تکنولوژی روی آورد به دامان تاریخ و میراث گذشتگان خود پناه برده است.تاریخ و میراث گذشته هر قوم همین داده ها ، پس مانده ها و ماده ها به عنوان رد پا و سند هویتی هستند.حال اگر این رد پاهای تاریخی از بین بروند آینده آنها در هاله ی از ابهام و تیرگی،تیره روزی و شوربختی همراه خواهد بود.جهان نسل های آینده متعلق به میراثداران فرهنگی است.میراث فرهنگی در یک تعریف ساده برای ما ایرانیان،یعنی، تخت جمشید و بیستون،طاق بستان و نقش برجسته ها،چغزنبیل و پاسارگاد،کاخ های هخامنشی در برازجان و زیویه مادی،جام های کلاردشت و مارلیک و خوروین،معبد آناهیتای کنگاور تا محوطه عظیم بیشاپور،...........اگر دنیای آینده با نسلهایشان را پیش چشمان خود مجسم کنیم به احتمال زیاد استمرار حرکت بسوی موفقیت ها را که درجهان با میراث فرهنگی رقم می خورد را درک خواهیم کرد.جهان آینده متفاوت از دهکده کوچک ارتباطات رایانه ای امروز خواهد بود.در جهان آینده و در دهکده جهانی آیندگان،آنها که با آبگرفتگی تخت جمشید را ، با تخریب ارگ چند هزار ساله بم را ، با هزار حیله و نیرنگ آثار درکهکیلویه و بویر احمد،اتلال تاریخی در هرنقطه از شهر و روستا را،و حتی با یادگاری نویسیهای وحشتناک بر بدنه ی پل خواجو و... مورد نفرین قرار می گیرند.زیرا هرکدام از آثار از خرد تا کلان، مهرتائیدی بر رفتار و کردار و تلاش هنربار نسلهایشان برای اثبات ریشه هایشان است. جهان آینده سند و مدرک برای اثبات حقانیت تاریخی می خواهد.زیرا در آینده بیش از نیمی از میراث انسانها در کره زمین بیه دلیل بی توجهی ملتها و غارت چپاولگران از بین خواهد رفت.آنجاست که یک نقش و نگار،نقش برجسته و نقوش دیواری و.. اهمیت جهانی پیدا می کند.نسل های فردا بدون مدرک چیزی را نخواهند پذیرفت. اینکه من ازنسل کوروش و آرش،فردوسی و حافظ، ستارخان و باقرخان و.....هستم معنی پیدا نمی کند کوروش را باید با مقبره اش،فردوسی و سعدی و... را با آرامگاه ها و آثار جهانی شان شناساند.با جلوگیری از روند تخریب نقش برجسته ها و نقوش صخره ای بیرق افتخار و اقتدار در را دستان آیندگان قرار دهیم.

تاریخانه دامغان دوره ساسانیان سدههای ۲ و ۳ و ۵ هu200d. ق است