خرید بک لینک

(دیروز)

خانه های قدیمی با بافت های زیبا و خاطره انگیز فضایی بودند که با مهربانی در دامانشان رشد می کردیم می بالیدیم احساس ارامش داشتیم معماری ساده و بی آلایش آن در شکل گیری شخصیت و رفتار ما اثرگذار بود.زندگی ما در خانه های قدیمی معنا پیدا کرد. به یاد خاطرات خوش خانه های قدیمی، کوچه پس کوچه های پرپیچ و خم، بوی گل یاس، عطر بهار نارنج، آش نذری مادربزرگ، حوض وسط حیاط، شیشه های رنگی درک ها و ارسی های خانه، حمام خزینه ای محله، دولچه دوزهای اطراف، فانوس های نفتی و پیه سوز، سکوت شبانه ی شهر، آب انبار محله، بام غلتان های سنگی، کوبه های ظریف و ضخیم درهای چوبی، صفا و صمیمیت گذشته، و در یک کلام، زندگی ساده ی قدیم،خانههای قدیمی را دوست داشتیم .تاریخ در آنها به زیبایی در حرکت و زندگی در آنها برکت داشت.تکنولوژی آنها را له نکرده.یاغی گریها ی مدرن تغییرشان نداده ،حیاط حیات بودند .قناری میخواندند.ماهی شنا میکردند.دیوارهای اتاقهای کوچک
مهمان جمعیتی زیاد بود.سفرهها گسترده دو نفره.نه چهار نفره.صدای پیرها شنیده میشد.حضورشان برکت خانه و مایه دلگرمی مان بود.کوزه ی مادربزرگ ها مملو از ترشی.دیگ کوچک مفهومی نداشت .نذری پزان هرهفته و ماه ،به راه.همسایه حق به گردن داشتند.دستها صدا داشتند حتی یک دست هم صدا داشت.
درختان نفس میکشیدند.باغچه آرزو نشده.زیرزمین انباری نبود آب انبار بود.حیاط را بالکن نمیخوانندند.در خانه ها بر روی همه باز و پنجره ها برای کمک به همسایگان گشوده بود.باران که در خانه میبارید. درایوان زیر حصیر
چایی همیشه دم بود. سماور ذغالی هرگز خاموش نمی شد.مهمانیها دلیل و برهان نمیخواست. سلام خوش آمدی مهمان حبیب خدا بود.غذاها ساده و خانگی ،بویش نیازی به هود نداشت .عطرش تا هفت خانه میرفت.کسی نان خشک نداشت. نان خشک هم برکت سفره بودبا ورود.مهمان ناخوانده آب خورشت را زیاد میکردند اما از طعم نمی کاست..دلخوریها مشاوره نمیخواست دکان دلخوری ها بی مشتری بود.دوستیها حساب و کتاب نداشت.سلامها مثل امروز از روی طمع گرگ نبود. قدیمها گرگ بود اما اصلا سلام گرگی وجود نداشت.در گذشته همه چیز زنده بود.خنده بود.بازنده نبود و هرکس در زندگی یک برنده بود...افسوس که امروز

(امروز)

خانه های تاریخی با همه ی خاطرات تلخ و شیرینش با آن همه معماری چشمنواز و بی آلایشش،با حوض ها و حمام های خزینه ای،بام غلتان ها و آب انبارها کم می شکنند خم می شوند محو می گردند از بین می روند تا آپارتمان ها فضای شهر را بشکافند به جای بوی گل یاس و عطر بهار نارنج، کینه ها رشد می کنند و مانند کنه ها بر جان آدمی می نشینند.

(فردا)

دیگر نه نشانی و بوی و رنگی،احساس و خاطراتی،از بافت های کهنه وقدیمی وجود دارد و نه خانه ای که بتوان خاطرات گذشته چه تلخ و شیرین رادر آن مرور کرد. فردا دیگر اثری از این خانه ها نیست که دنبال بهانه ها باشیم تا از ارسی پنجره ها و از آب انبار ها و تالار های چوبی برای آنها گفته شود.

+ نوشته شده در یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶ساعت 11:50 توسط وارنا |

برچسب: دنبال,بهانه,باشیم, نویسنده: علی مقدم تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 15:37

صفحه بندی