ما ملتی هستیم که در جهان به دلیل ارزشهای ناب تاریخی وفرهنگی شناخته شده ایم شناخت و درک درستی که جهان امروز از میراث فرهنگی و اعتبارجهانی کشورما دارد به جایگاه شایسته جهانی آن و تک تک ما ایرانی ها در بین ملل دنیا اعتبار ممتاز وشخصیت فرهنگی بی بدیلی داده است.اعتباری که درکنار معارف دینی و انسانی،اجتماعی و فرهنگی ،از تخت جمشید و طاق بستان،از بیستون و کاخ اردشیر،از سیلک تا شوش و انشان ایلامی ت،هفت تپه خوزستان،تا کلار دشت،از برازجان تا خلیج همیشه فارس ،از تل گودین و گیان و…. تا مارلیک رودبار ،از حسنلو و خوروین،از چغازنبیل و چغامامی ،و….از هزاران هزار مکان و میلیون ها اثر باستانی کشف شده در سراسر ایرانزمین، و از صدها هزار آثارمادی و معنوی ثبت شده،آئین و مراسم های مذهبی،آئین های کشتی ،موسیقی های بخش های مختلف ،هنرهای بومی و سنتی،مهارت های بافندگی و پختنی،طب های سنتی،مقام های آوازی،بازی های محلی،مراسم علم گردانی ها،برگزاری مراسم آئینی چون شبیه خوانی (بازسازی)عاشورا و ..آئین ها و مراسم عروسی با شاخه های دل انگیز آن،پوشش ها و گویش ها،و…گرفته شده است که حذف و یا نادیده انگاشتن هرکدام از آن می تواند میراث معنوی و مدنی ما را با چالش های مرگباری موجه سازد.حذف هرکدام از آثار معنوی مربوط به اقوام ایرانی در هرنقطه می تواند به معنی حذف تاریخ و فراموشی گذشته مردم باشد.لذا دربررسی و شناسایی آثار فرهنگی و تاریخی و طبیعی دارای ارزش و قابلیت ثبت در فهرست جهانی وتهیه و تدوین ضوابط و دستورالعملهای مربوط به چگونگی ثبت، تهیه شناسنامه های فنی و سایر موارد مربوط به ثبت آثار منقول و غیر منقول تاریخی – فرهنگی، بافت های تاریخی، میراث طبیعی و فرهنگی باید برای همه استان ها در کشور یکسان عمل شود.آسیب های ناشی از عدم ثبت آثار معنوی و مادی و یا آثاری که دراثر کم توجهی متولیان میراث از ثبت در فهرست میراث ملی و جهانی بازمانده اند چالش های جدی و تاسف باری با خود خواهد داشت.زیرا گردفراموشی بر رخسار آثارنفیس از عمر ماندگاری آنها کاسته و تخریب و سرقت آنها را تشدید می نماید.متاسفانه علی رغم نبشتار ها وهشدارها ی فراوان در حوزه میراث فرهنگی ایران اعم از مادی و معنوی ،هیچگونه نگاه امیدوارکننده ای از سوی مسولان فرهنگی و حتی نمایندگان مجلس دیده نشده است.این همه ویرانی ها کسی را هم نگران نکرده تا از خود بپرسد با این تخریب و ویرانی آثارباستانی ،ما فردا در کجای تاریخ خواهیم ایستاد؟
از آن همه رشته و ریسمان اتصال به گذشته و تاریخ و فرهنگ چه مانده است؟وقتی این چنین دیوانهوار با تیشه های جهل و بی خبری ریشه های مدنی و معنوی و مواریث فرهنگی خویش را از بُن می زنیم و از بین می بریم چرا گوش های هیچ کداممان زنگ های خطری که به صدا درآمده را نمی شنود؟این همه ریشه ها و بنیان ها و پی ها و پایه ها و ستون های استوار مواریث فرهنگی جامعه ما یک به یک آسیب می بینند و از میان می روند و خشکانده و نابود می شوند.با اینکه می دانیم فردایی نزدیک همین جامعه و فرهنگ و ملت سرانجام نسبت زنده و فعال و پویا و پایای خود را با تاریخ و فرهنگ و مواریث مدنی و معنویش از کف داده و از صحنه تاریخ به بیرون رانده خواهد شدواساساً و ذاتاً بخاطرسپاری، یادآوری تداعی و یادبود این همه آثار و گنجینه ها که پای سنت و میراث و خاطره و تعلق خاطری به گذشته و گذشتگان در میان است و امانتی در کار است و ودیعتی نهاده بر شانه هستی انسانی ما یا پیشاروی ماست. وحدت، انسجام، اقتدار، پویایی، پایایی، شور زندگی، شعور و نیروی آفرینندگی و قوّه سازندگی یک جامعه یک فرهنگ ملت ما را می خواهند از آنها بستانند. ریشه ها و سرچشمه های حیات مدنی و معنوی اشان را بخشکانند و تنه و بدنه مواریث فرهنگی اشان را قطع کنند و ستون فقرات ساختارشان را درهم بشکنند و بهم بریزند واز هم بپاشندچرا این همه سکوت کرده ایم؟آیا این آفت ها و خیانت ها،کارنامه زشت رفتار و عملکرد ما با میراثمان نیست؟آیا زیربنای فرهنگی ما سست و بی اعتبار است؟درحالی که ریشه احساس تکلیف به مواریث فرهنگی –تاریخی و هنری در کشوراستوار نیست اما مشاهده می شود که دیگرکشورها با میراثشان چگونه برخورد می کنند؟عابران و جهانگردانی که فرانسه را برای یک سفر گردشگری انتخاب کردهاند، حکایت میکنند که هر روز عصر شاهد یک مراسم رسمی و باشکوه در «دروازه پیروزی» واقع در میدان «شارل دوگل» پاریس هستند. دروازه پیروزی، بنایی تاریخی است که یونسکو آن را در زمره آثار جهانی ثبت کرده و همه ساله گردشگران زیادی از شرق و غرب عالم از آن بازدید میکننددر دیواره داخلی و بر فراز این بنا، نام فرماندهان نظامی فرانسه که در جنگهای این کشور کشته شدهاند نقش بسته است. در زیر این بنا نیز یک «سرباز گمنام» فرانسوی دفن شده و برفراز مزار او و به نشان ادای احترام به جانباختگان راه میهن، آتشی همیشه فروزان جلب توجه میکند. عصر هر روز در مراسمی رسمی، این شعله تجدید میشود و هزاران جهانگرد این مراسم را از نزدیک میبینند. در طول سالهای متمادی، اجرای این مراسم حتی برای یک باز هم تعطیل نشده و برف و بارانهای شدید پاریس هم هیچگاه مانع اجرای آن نشده است.چند کشور آن سوتر، در کنار باغ «الکساندر» مسکو نیز مقبره سرباز گمنامی است که در آنجا هم هر روزه مراسم نمادین احترام برگزار میشود. مقامات رسمی جهان به آن ادای احترام میکنند و جزء دیدنیهای روسیه قلمداد میگردد. میراث فرهنگی اندیشه های خلاقانه نسل ماست که باید دردوگیهای آفرین فراوانی نثارشان کردآنها که توجه و عنایت ویژه ای به آنچه بنا کردند و پی نهادند داشته وبه گونه موثردربرانگیختن روح جمعی و ایجاد انگیزه سفر به مکان های تاریخی تاثیرگذارونقشآفرین بودند.میراث وجوهر تمدن را به بستر و نقطه ظریف اتصال وحلقه وابستگی و پیوستگی وزبان گفتمام و گفتمان جهانی تبدیل نمودند.میراث انسانی رامعیار و سنگ محک شخصیت ملیتها،اقوام و تبارو دروازه ورود به فضای فکری و وسعت و رفعت دانش و دانایی کردندبا آنچه از خود باقی و پی نهادند امروز به عنوان ابزار رویارویی دربرابر چالش های پیش رو یاد می شود. قرن ها ست که ازقابلیت های میراث فرهنگی وداشته های جهت توسعه وضعیت اقتصادی ،رشد و بسط و توسعه و عمران وآبادی شهر و روستاها بهره کافی برده شده است. اینگونه شد که میراث ملتها محبوب ملیتها گردید ودرنزد همه ملتها(جز بین خودمان) شایسته دوست داشتن شدند.شایسته بود ما هم مانند گذشتگان درک و فهم عمیق و توجه شایسته وروشنی از میراث فرهنگی می داشتیم وآنچه که از نیاکان هنرآفرین بودیعه رسیده است پاس می داشتیم.آنگاه مفهوم میراث ایرانی چهره جهانی تری به خود می گرفت.اما می بینیم که برخی باهجوم ناجوانمردانه به ارزش ها وریشه و پیها، پایهها و بنیانها ،هویت ها و سند بودن ها،به مفهوم دقیقتر،شکستن و خرد کردن سنتهای اعتقادی و اعمال و افعال آیینی فرهنگها، مدرک شناختی جامعهها و جمعیتهای مرده، با همه ویرانگری های حوزه تاریخی –فرهنگی اتفاقات خوشآیندی درحوزه میراث فرهنگی را رقم می زنند.میراثی که از لایه های هزاره های کهن سرافرازانه ازخاک برآورد درمیان طوفان تحولات سرازمیان ویرانی بلند نموده است باهمه کثرت و تنوع عظمت و شکوه در همه این مرزهای جغرافیای پهناور روبه ویرانی می نهد.درحالی که آنچه بود و اندک باقی مانده ازمیراث فرهنگی ،شناسنامه و هویت و سند افتخار ونشانه حرکت رو به رشد نسل های مادرطول تاریخ هستند. میراثی که به دلیل استفاده از تجربه های ذوقی و زیباشناختی ،هنروخلاقیت های هنری هزاران ساله ازنوعی وحدت و همبودی،تلاقی بی بدیل و وحدت بینظیراجسام و مواد جامد برخورداربوده و به صورت یک مجموعه درمیدان عمل با همه آزموده هایش به زیباترین وجه ممکن به خدمت فراخوانده شده اند در صف تخریب به ردیف نشسته اند.امروزه اگرچه از این همدلی و همبودی و وحدت و انسجام و زیبایی ،اثری ،ردی ،نامی ،نشانی ،جامی ،کامی ،گامی ،وخبری نیست همین کم داشته ها و آنچه اندک مانده از آثارتاریخی می تواند همه عظمت هنرومعماری و میراث مارا به زیباترین وجه ممکن درجهان امروزنمایان نماید. ورود هر لطمه و صدماتی بر آثارتاریخی می تواند به گونه موثردر می تواند در ایجاد انگیزه سفر به مکان های تاریخی به گونه ی منفی تاثیرگذارباشد درصورتی که باید همه تلاش ما برای حفظ آثارومواریث کهن و باستانی برای شناخت گذشته ،برای آینده ای انجام گیردپویایی ، بقا و بقایای فرهنگی در آینده نیازبه اتصال و پیوستگی میان امروز و گذشته رابیش از پیش ضروری ساخته است.میراث فرهنگی بستر و نقطه ظریف اتصال وحلقه وابستگی و پیوستگی وزبان گفتمام ملتهاست.میراث فرهنگی ملتها محصول تلاش فکری جوامع برخاسته از بطن هنری و برخوردار از آموزه های فراوان به گونه متفاوت ومنحصربفرداست.که اینچنین بی نظیر وممتازدر جهان اطراف ما افق گشوده اند.علی رغم تاکید برحفظ واهمیت آثارتاریخی ومذهبی و جایگاه رفیع میراث ماندگار،سالیان سال است که ازنقش حمایت توده مردم وتاثیر آگاهی آنها از ارزش های میراث فرهنگی در حفاظت وصیانت از آنهاغفلت بی شمارورزیده ایم ضرورت توجه و اهمیت دادن به آثارتاریخی و میراث فرهنگی بصورت شایسته مدنظرقرارنگرفته است . آثارتاریخی پیشینه ی و هویت و شناسنامه،پیشینه و ریشه ی دیرینه است. هرگونه قصور و غفلت مردم ویا عدم توجه به آن ،ضایعات جبران ناپذیری برپیکرمیراث فرهنگی واردمی سازد. میراثی است که از نیاکان هنرآفرین به ما امانت رسیده لازم است آنطور که باید و شاید در حفاظت و صیانت این مواریث گرانبها همت گمارده شود.متاسفانه وضعیت حال میراث کار اندیشیدن و نگارش کردن،قلم زدن و دردبیان کردن گفتن و نوشتن رادشوار کرده است دیواربزرگ میراث فرهنگی سترگ و بی مانند ایرانزمین درموجی از طلاطم و بی نشاطی فرورفته است ودراین ایام میراث عظیم درپس تلاش های فقیرانه ما و مدیران فرهنگی سیرقهقرایی می پیماید.در این برافتادگی و لنگ لنگان بودن میراث فرهنگی ،همه سهیم هستسم چرا که اگر این آسمان ستیزترین وزمین گریز ترین شاخه حیات مورد حمایت قرارمی گرفت جامعه به استقبال فاجعه سوگناک هویت سوزی،گام بر نمی داشت.امروزتلاش برای ساختن آینده ای روشن بر اساس هویت فرهنگی و ریشه دار نیازمند اتصال و پیوستگی میان اکنون و گذشته است.شجره میراث فرهنگی مهمترین بستر و نقطه ظریف این اتصال وحلقه است .میراث زنجیره رخداد ها و حوادث تلخ و شیرین ایام هایی است که بر نسل های هنرآفرین ما درتوالی تاریخ رخ داده است.سزاوارتاکید وشایسته تذکرفراوان است که پاسداشت میراث فرهنگی، صیانت از انسانبودن و تخریب میراث فرهنگی، تخریب عقبه، پیشینه و ریشههای ماست جامعه انسانی تا کنون از این مقوله برای انسجام و وحدت آفرینی مردم بهره کافی نبرده است.آنچه که میراث فرهنگی خوانده می شود وباستان شناسان با آن سر و کاردارند تنها علمی است که توانسته تا رویاهای تبارآدمی را در باره گذشته های بسیاردور بازسازی و روشن کند.اصلآ نفس و ذات باستان شناسی و تاریخ توجه به رخدادها وتا ابد وابسته به دامنه کشفیات در حفاری ها است.با گذشت ایام ،شور و اشتیاق روزافزون مردم به کانون و هسته ارتقای سازگاری اقوام،(میراث فرهنگی)از حس گور زنی ، گوربری ،گورخواری ، گور کنی و تجاوز به تپه ها و سرقت دفینه و گنجینه ها کاسته شده واین نشان از نگاه شایسته مردم به میراث گذشتگان است.میراث فرهنگی هرسرزمینی متعلق به همان مردم است و همان مردم شایسته ترین نگاهبان میراثشان هستند.آثار باستانی هر کشور(مربوط به هر اقوامی) پیشینه تاریخی ،سند و سجل هویتی،رد پا ،گام ها و کام ها ی تلخ و شیرین آن ها محسوب می گردند و از این سبب دارای ارزش و اهمیت فراوانی می باشند. مردم با دیدن آنها به وحدت ارزش های انسانی و اقوامی خود پی می برند .امروزه میراث فرهنگی ،میراث کل بشریت، همگانی و متعلق به همه انسانها است. درادامه این مسیر اگر همراهی و مشارکت مردم هرکشور و قومی برای حفاظت از آن نباشد، دولتها قادربه حفاظت از آثار و هویت تاریخی کشور نخواهند بود. دولتها زمانی به این موفقیت دست پیدا میکنند که مردم را همسو، همفکر و در تعامل وتعادل با میراث فرهنگی همراه سازند. باید درک کرد آثار تاریخی ارزشمند و مواریث فرهنگی متعلق به همه مردم است و نمی توان با استناد به موضوعات روزمره، مردم یک شهر ،روستاه،ده و قصبه ای را از عواید حاصل از این آثار محروم کرد.صنعت جهانگیر و پرمنفعت و به ظاهرارزان گردشگری محصول میراث فرهنگی با فعالیت های متنوع از پهنه و وسعت مکانی و فضایی وسیعی برخوردار بوده و با ارزش های محیطی و میراث فرهنگی و تاریخی-مذهبی مردم هرشهر و روستا ارتباط تنگاتنگی دارد .لذا هر تکه ای از ایران دارای ارزش تاریخی و تمدنی چند هزارساله درخود دارد که اساس صنعت گردشگری تلقی شده و برای حفظ و نگهداری آن باید تلاش بسیار نمود.کشورهای پیشرفته گام های نخست این موفقیت را دهها سال پیش با برنامه ریزی های دقیق طی کرده وبرخی از کشور ها مانند ایران طی سالیان اخیر برنامه وسیع ودامنه داری برای حفظ و نگهداری آثار معماری باستانی آغاز کرده اند که موفقیت ما مشروط به برقراری تعامل و تعادل سازنده مردم با میراث و آنچه در این حوزه اثرگذار می باشد است.درکشورما میراث فرهنگی و آثار باستانی با ارزشهای اخلاقی مردم سازگاری تام دارد و این موضوع خود پشتیبان مهمی برای ادامه راه وصیانت از آثار و گنجینه تاریخی است. مردمی که در گفتمانهایشان همواره با غرور و افتخار از میراث ملی خود نام می برند با غرور و افتخاربه پاسداشت این ارزشها مبادرت کنند.با اینکه یکصدو سی و یک سال از فاجعه غارت و چپاول میراث باستانی ایران از سوی فرانسوی ها (خصوصا مادام و مارسل دیولا فوآها) می گذرد از فاجعه سرقت میراث باستانی ایران در سال ۱۸۸۶که تعداد بیش از ۳۲۷ صندوق از آثار تاریخی و گنجینه های کهن ایران به وزن تقریبی ۵۰۰ تن از راه بندر بوشهر پس از طی هزاران کیلومتر راه خیانت رهسپار پاریس شد و زوج های غارتگر مدال خیانت به مردم ایران را گرفتند خیانت مظفر الملک حاکم محلی شوش که مانند سلاطین دیگر قجر در خواب ذلت وجهالت فرو مانده وفرانسوی ها حتی آثاری به وزن ۱۸۰۰ کیلو درکنارتندیسی از ملکه ناپیراسوی ایلامی (به وزن ۱۸۰۰ کیلو )با بیش از ۳۰۰۰ سال قدمت بار کرجی کرده و به سوی بین النهرین و از آنجا به پاریس انتقال داد ند می گذرد استرداد آنها به مام میهن هنوز مطالبه عموم محسوب می شود.کشور ایران به دلیل وسعت و فراخی میراث عظیم ریشه در ارزشها و میراثی کهن و ماندگار دارد که هویت همه ی اقوام از گروه های قومی درسراسر فلات ایران از هندوکش تا آناتولی مرکزی ،از آسیای میانه تا نواحی ایران بزرگ (فارس ،کردها،بلوچ ،لر بختیاری ،تالشی،باصری،تات،عرب،آذری ،قشقایی،ترکمن،وگیل و…. حتی اقلیت های دینی)ما را میتوان در آئینه مواریث مدنی و معنوی در کنار هم دید ومعنا کرد .با انسجام اقوام می شود از گسستن همه این ریشهها و ارزشها به طور جدی ممانعت بعمل آورد وگرنه جامعه تاریخی با همه ی مواریث خود در معرض خیزش امواج مهاجم و چالشهای تاریخی ، آسیبپذیر و شکستنی ، مهجور و مقهور خواهد شد. در این میان تجربهی تاریخی به ما آموخته که اگر بیبهره از آگاهی تاریخی و تهی از موهبت شایستگی و فاقد مهارت تدبیر کردن کارها ومهاراختلاف اقوام و تبارهاباشیم طعمههای اشتهاآور برای مهاجمان داخلی و خارجی و از بین بردن گنجینه های باستانی و از هم پاشیدگی رشته اتحاد اقوام و گروه ها خواهیم بود.آثار تاریخی ومیراث فرهنگی چیزی است که از گذشتگان برای تک تک افراد از همه ایل و تباربه جای مانده، و حامل پیام اتحاد و انسجام است، پیامی از انسانهای گذشته به حال و ( به ) نسلهایی که از پی هم می آیند از چگونگی زندگی مسالمت آمیز، تلاش برای سازندگی وخلق هنرهای بی بدیل و برای رفع نیاز خود و استفاده درست از آن چه در دسترس بوده است. امروزه نتیجه این تلاش ها می تواندبه صورت تجربیات راهگشا در تکوین و تکامل فرهنگ و هنر و معماری و نحوه زندگی همه اقوام ایرانی نقش اساسی داشته باشد. تصویری که بر سفال های هزاره پنجم و ششم بیش از میلاد نقش بسته، و یا نقوشی که بر سنگنگاره ها جان گرفته و بناهایی شگفت انگیزی که خلق شده اند بیان کننده درک درست آنها است.از یک قطعه سفال منقوش به جای مانده از هزاران سال پیش، به عنوان برگی مستند از تاریخ این سرزمین راز پیدایش خط را دریافتیم. از این رو حتی یک سفال مربوط به هرقوم و تیره و تباری،از هر دوره ی تاریخی ،ارزش بسیار می یابد و حفظ آن به عنوان میراث ضرورت دارد و همه اقوام باید در حفظ و نگهداری آنها بکوشند وحفظ و حراست از میراث یک وظیفه ملّی و همگانی تلقی شود.با توجه به میزان و حجم و گستردگی و غنای تاریخی هر سرزمین (خطه و منطقه)این وظیفه شکلی خاص به خود می گیرد .به عنوان نمونه نتیجه تعامل مطلوب مردم با میراث فرهنگی را می توان در رفتارارزشی مردم روستای زهک دربهمن سال ۱۳۹۵ مشاهده کرد. مردم روستای نزدیک به یک تپه باستانی در شهرستان زهک تمام شب را بیدار ماندند و ۷ نفر از حفاران غیر مجاز که قصد تخریب یک محوطه تاریخی را داشتند، دستگیر کرده و تحویل مراجع قضایی دادند.این گونه رفتار های ارزشی در کشور ما به واسطه وجود میراث فرهنگی غنی، حفاظت از آثار باستانی، می تواندجلوه بیشتروهمگانی پیدا کند.به همین دلیل لازم است بین حق مردم برای دیدارو حتی حفاظت ازآثارتاریخی و سلامت بقای میراث فرهنگی تعادل ایجاد کنیم.تعامل و تعادلی که هیچگاه ودر هیچ دوره حکومتی بین مردم و میراث (مواریث کهن) برقرار نگردید و گستاخی غارتگران آثارتاریخی را در خیانت به میراث این سرزمین تشدید ساخت.در دوران حکومت های گذشته بسیاری ازگنجینه ها و میراث فرهنگی ،اشیاء قدیمی و هنرهای ظریفه که حاوی مطالب و نکاتی ارزشمنداز گذشتگان ما بودند توسط بیگانگان و میراثخواران (داخلی وخارجی)به تاراج رفتند که هنوز ما چشم بر آن آثار به غارت رفته دوخته ایم. همه مردم از هر ایل،تیره و تبار، قوم و طایفه حق دارند لذت در کنار آثار فرهنگی و تاریخی بودن را بچشند. مکان های تاریخی ، محل مناسبی برای آرامش و لذات روحی ،عبرت و آموزه های تاریخی هستند با درک این موضوع ،حفاظت و حراست علمی ازاین نفایس بیبدیل هنری و اسناد، مدارک و اشیای علمی و فرهنگی که دستمایه هنری پیشینیان و نیاکان ماست اهمیت خود را بیشتر نمایان می سازد.به قول شاعر:هوا بد است - تو با کدام باد می روی؟ چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را -که با هزار سال بارش شبانه روز هم- دل تو وا نمی شود
تو از هزاره های دور آمدی- در این درازنای خون فشان -هنوز درهر قدم نشان نقش پای توست

تورج رهبرگنجه