خرید بک لینک

تبار ریشهدار آدمی ناگزیر وناگریز از سفر برای اندوختن تجارب، وکسب دانش و آگاهیها، پناه بردن به آغوش طبیعت و مکانهای تاریخی برای نیل به آرامش روحی است و با سفرمکانهای سرد و گرم و متناسب با حال و هوای خود را آزمود. او سفر نکرد که شکار کند و مکان مناسب زیست بیابد. او کنجکاو بود که ببیند بر سر گذشتگان و مکانهای زندگیشان چه آمده است. با هدف تعمق در آثار گذشتگان، چگونگی دوام، بقا، رقاء و فنای آنها آموختن بود آغازکرد.سفر به سرزمینها و مکانهای تاریخی و دیدن جلوه ها و جاذبه های آن به هرمقصد و مقصودی پیشینه طولانی دارد انسان ازنخستین هنگام حضوروظهور در دامان طبیعت رشدکرد.قرآن کریم اشارات فراوانی به سفرداشته و آن را سبب ایجاد روشن بینی و دانایی و گسترش دید و بینش در انسان دانسته وتشویق کرده ،انسان ضمن سیر و سیاحت با فرهنگ های مختلف و برداشت های گوناگون از زندگی در اقوام و ملل دیگر آشنا شود، به فرجام شوم کژاندیشان بدکردار پی برده و از بهره های ناساز و کجروی های آنان عبرت بگیرد، پند بیاموزد و از نقطه قوت های زندگی آنان بهره مند شود ،دستاوردهای والا و ارزشمندتاریخی-هنری تبارخود را در جهت تکامل فرهنگ بازنگری نموده وآن را ارج نهد،از این رو کلمه سيروا (قل فسیروا..)در زبان و ادبيات عرب فعل امر محسوب مي شود روي اين اصل است عرفا و بزرگاني چون سعدي، عطار، ناصر خسرو قبادياني و صد ها عارف سالک ديگر براي مسئله گردشگري و کسب معارف الهي در طول سفر اهميت خاصي قائل بوده اند. نیکبختانه ایران دارای تمدنی چند هزارساله است که برای حفظ و نگهداری آن باید تلاش ورزیده و برنامه وسیع ودامنه داری همانند یک جهاد ملی برای شناساندن آنها اجرا کرد.زیرااین آثار معیار و عیار تاریخ ملت و زبان تمدن و بیان رخداد های گذشته بوده ومی تواند فضای روشنی از گذشته تاریخی به آیندگان ارائه دهد.تجربه ثابت کرده كه براي اصلاح رفتار اجتماعي مردم و نهادينه کردن اصول صحيح تعامل اجتماعي، راهکارهاي قانوني و برخوردهاي قاطعانه، تدابير پايداري نيستند و براي دستيابي به بهترين نتيجه، فرهنگسازي مؤثرترين روش است.یعنی آنچه که تا کنون بدان توجهی نگردیده است توجه مردم به دیدار وحفظ آثار و مواریث تاریخی و پاسداری از این گنجینه هاست، باید به نگهداري از آثار تاريخي به عنوان یک تکلیف نگاه کرد.متاسفانه مردم جامعه ما به دلایل مختلف از جمله بی علاقه گی به میراث گذشته،نگاه تحقیرانه ونامطلوب به مکان های باستانی ،شرایط بد اوضاع اقتصادی، رشد بیکاری ، هزینه های سرسامآور مراکز توریستی در داخل، به مقوله سفر توجه نداشته وسفر به مکان های تاریخی و باستانی جایگاهی در زندگی روزمره شان ندارد،گروهی دیگر با روح و روحیه میراثث ستیزی به جای بازدیدازاماکن تاریخی و جاذبه های طبیعی کشور،به مکان ها، آثارتاریخی وجاذبه های طبیعی کشورهای دیگر توجه دارند،در کشورهای دیگر مردم به کوچکترین بنای تاریخی وبه اوغات فراغت خود اهمیت می دهند. همه ما نیز به سفر برای اندوختن تجارب، وکسب دانش و آگاهیها، پناه بردن به آغوش طبیعت و مکانهای تاریخی برای نیل به آرامش روحی نیازمندیم خصوصآ کشورما که نسبت به سایر کشورها،از بعد تاریخی و مواریث هنری فربهتر و پرمایهتر ، شکوفانتر و خلاقتر ، و اندازه شور زندگی و اراده زیستن در جانش گرمتر و رشتههای اتصالِ معنوی و حلقههایِ پیوند باطنی در روحش مستحکمxadتر و فعالتر و دست مردمانش در پروراندن ذهنها و فکرها و ذوقهای خلاق و ذایقههای اصیل و ناب و تأثیرگذار بر تاریخ و فرهنگ جهانی گشودهتر است در شناختن و شناساندن چنین تاریخ و فرهنگ و میراث باید بیشتر هزینه کرد، زیرا ما با این میراث و فرهنگ در جهان شناخته شده ایم .لذا با چنین خاصیت فرهنگی وجاذبه های کهن تاریخی ،ضمن قرارگرفتن درخط مقدم تمدنها، فهم و دانایی،با میراث و تمدن بی مثال ، تاریخ، فرهنگ و سنّت اعتقادیِ اصیل و زنده و بالنده و فعال ،برخلاف سایرملتها،ِباید پرمایه و غنی و تأثیرگذار گام بر داشته و درک درست و فهم عمیق و روشنی از میراث فرهنگی اش داشته باشند،زیرا با توجه به تنوع اقوام، درکشور،آثارباستانی (اعم از مواریث مادی و معنوی)کانون ارتقای سازگاری و رشته پیوند آنها محسوب می شوند. جامعه ما تا کنون از این مقوله برای انسجام و وحدت آفرینی بهره کافی نبرده است.خوشبختانه با گذشت ایام ،شور و اشتیاق روزافزون مردم به کانون و هسته ارتقای سازگاری اقوام،(میراث فرهنگی)از حس گور زنی ، گوربری ،گورخواری ، گور کنی و تجاوز به تپه ها و سرقت دفینه و گنجینه ها کاسته شده واین نشان از نگاه شایسته مردم به میراث گذشتگان است.میراثی که متعلق به همه مردم بوده و همه شایسته نگاهبانی ازآن هستند. مردم باید بدانندآثار باستانی (درهربخش از این سرزمین ومربوط به هر اقوامی) پیشینه تاریخی ،سند و سجل هویتی،رد پا ،گام ها و کام ها ی تلخ و شیرین همه ی آن ها محسوب می گردد و از این سبب دارای ارزش و اهمیت فراوانی می باشند وبا دیدن آنها به وحدت ارزش های انسانی و اقوامی خود پی می برد درادامه این مسیر اگر همراهی و مشارکت مردم کشورها نباشد، دولتها قادربه حفاظت از آنها نخواهند بود.دولتها زمانی به این موفقیت دست پیدا میکنند که مردم را همسو، همفکر و در تعامل وتعادل با میراث فرهنگی همراه سازند.غول سوم صنعت جهانگیر و پرمنفعت جهان (صنعت گردشگری)محصول میراث فرهنگی (بعد از نفت و خودروسازی) با فعالیت های متنوع، از پهنه و وسعت مکانی و فضای وسیعی برخوردار بوده و با ارزش های محیطی و میراث فرهنگی و تاریخی-مذهبی مردم هرشهر و روستا ارتباط تنگاتنگی داشته و برای حفظ و نگهداری آن باید تلاش بسیار نمود. درکشورما میراث فرهنگی با ارزشهای اخلاقی مردم سازگاری تام دارد و این موضوع خود پشتیبان مهمی برای ادامه راه وصیانت از آثار و گنجینه تاریخی است. مردمی که در گفتمانهایشان همواره با غرور و افتخار از میراث ملی خود نام می برند انتظارمی رود با غرور و افتخاربه پاسداشت این ارزشها مبادرت کنند.زیرا به دلیل وسعت و فراخی میراث عظیم، ریشه در ارزشها و میراثی کهن و ماندگار دارند که هویت همه ی اقوام از گروه های قومی درسراسر فلات ایران از هندوکش تا آناتولی مرکزی ،از آسیای میانه تا نواحی ایران بزرگ (فارس ،کردها،بلوچ ،لر بختیاری ،تالشی،مازنی،گیل و ترکمن،حتی اقلیت های دینی را میتوان در آئینه میراث ( مدنی و معنوی) در کنار هم دید ومعنا کرد.با انسجام اقوام می شود از گسستن همه این ریشهها و ارزشها به طور جدی ممانعت بعمل آورد وگرنه جامعه تاریخی با همه ی مواریث خود در معرض خیزش امواج مهاجم و چالشهای تاریخی ، آسیبپذیر و شکستنی ، مهجور و مقهور خواهد شد. در این میان تجربهی تاریخی به ما آموخته که اگر بیبهره از آگاهی تاریخی و تهی از موهبت شایستگی و فاقد مهارت تدبیر کردن کارها ومهاراختلاف اقوام و تبارهاباشیم طعمهی اشتهاآور برای مهاجمان داخلی و خارجی در از بین بردن گنجینه های باستانی و از هم پاشیدگی رشته اتحاد اقوام و گروه ها خواهیم بود.آثار تاریخی ومیراث فرهنگی چیزی است که از گذشتگان برای تک تک افراد از همه ایل و تباربه جای مانده، و حامل پیام اتحاد و انسجام است، پیامی از انسانهای گذشته به حال و ( به ) نسلهایی که از پی هم می آیند از چگونگی زندگی مسالمت آمیز، تلاش برای سازندگی وخلق هنرهای بی بدیل و برای رفع نیاز خود و استفاده درست از آن چه در دسترس بوده، است. امروزه نتیجه این تلاش ها می تواندبه صورت تجربیات راهگشا در تکوین و تکامل فرهنگ و هنر و معماری و نحوه زندگی همه اقوام ایرانی نقش اساسی داشته باشد. همه اقوام باید در حفظ و نگهداری آنها بکوشند وحفظ و حراست از میراث یک وظیفه ملّی و همگانی تلقی شود.با توجه به میزان و حجم و گستردگی و غنای تاریخی هر سرزمین (خطه و منطقه)این وظیفه شکلی خاص به خود می گیرد این گونه رفتار های ارزشی در کشور ما به واسطه وجود میراث فرهنگی غنی، حفاظت از آثار باستانی، می تواندجلوه بیشتروهمگانی پیدا کند. لازم است بین حق مردم برای دیدارو حتی حفاظت ازآثارتاریخی و سلامت بقای میراث فرهنگی تعادل ایجاد کنیم.تعامل و تعادلی که هیچگاه بین مردم و میراث برقرار نگردید.شور و اشتیاق دیدار از آثارتاریخی و طبیعی سبب شده تا هر متفکر، متخصص،دانشطلب هراندیشکده،محقق و هر سیاح و جهانگرد،تاریخنگار و باستان شناسی که پای به هرسرزمینی می نهد ابتدا به دیدار آثار منحصر بفرد وبه پیشواز شاهکارترین میراث بیادگارمانده آنها می رود تا بداند و ببیند و بشناسد که این مردم از چه نسلی بوده و چگونه چنین اثری خلق کرده اند.وقتی به معبد دلفی می رود خیلی سوال ها در ذهن او تداعی می کند وقتی پای به سرزمین فراعنه می گذارد مانند هرکس و بیش از همه مردم عادی شیفته می شود و در خلق شگفتاورترین بنای ساخت دست بشر (اهرام مصر)مات و مبهوت می ماند.کنجکاو است که بداند چگونه میلیونها قطعه سنگ از اسوان ودیگرمناطق دورافتاده به قاهره ومناطق همجوارآورده شده اند.وقتی به چین میرود دیوارتاریخی چین مانند جاذبه ی سحرآمیز اورا به بسوی خود می کشاند،همانطور که برج ایفل وموزه لوور در فرانسه.متروپولیتن و برج آزادی در آمریکا، وقتی به ژاپن می رود دوست دارد در کنار بناهای باستانی و آداب و رسوم و سنن، دین ،آثار هنرهای سنتی آنها را از اریگامی، عروسک سازی، سفالگری، اجرای مراسم سنتی مثل مراسم سنتی چای، باغبانی و شمشیربازی. مانگا ،معبد هوریو جی را که کهنترین معبدشان است را نظاره نماید تا با باری از خاطرات تاریخی شیرین به خانه برگردد. همین که پای به ویتنام می نهد دوست دارد درباره دوران های پر آشوب اما طولانی تاریخ دوهزارساله و هجده پادشاه هانگ و وان لانگ و دوران های دونگ سانگ با عصر برنز شان،در مکزیک هم به دنبال اهرام مکزیک و بقایای اقوام مایا و اینکاها می رود.در ایتالیا و یونان درجستجوی برج پیزا و معبد دلفی و معماری با شیوه های دوریک ، ایونی و آکروپولیس است،در هند بنای تاج محل که روح و هنرایران درکالبد هندوستان بشمارمی رود و قلعه آگره و معبدخاجوراهو و آرامگاه همایون و قلعه سرخ و معابد هندو ها را جستجو می کند.در ترکیه علاوه بر گشت و گذار درمیان مساجد ایاصوفیه و بناهای دیگر،دوست دارد در موزه توپکاپی آثار مذهبی،نشان و لباس ها و شمشیرها و علم های مذهبی دوران های صفویه وآثار شخصیت های دینی ومذهبی را ببیند و از آنجا به چاتال هیوک و چای اونو، متروپولیس.ماردین و ایاصوفیه سفر می کند تا بر اندوخته ها و آگاهی هایش افزوده شود.متاسفانه گردشگرایرانی خیلی تمایل دارد بداند مردم شهرهای ایتالیا چگونه درنگهداری و زنده نگه داشتن هویت تاریخی شهرو هریک از بناها و مکان های تاریخی اهتمام ویژه ای دارند و یا ژاپنی ها چطور موفق شده اند با گذشت هزاران سال ضمن حفظ سنت و آئین ها،و با گذشت ۵ سال از فاجعه سونامی وتخریب تجهیزات هستهای در سواحل شمال این کشور ،زمینه ی جهش برق آسای گردشگری را فراهم نمایند،چرا مراکز دینی –تاریخی و توریستی کشورهنگ کنگ سالانه میلیون ها گردشگرداخلی و خارجی داردو یا بافت معماری و جاذبه های تایلند اقتصاد آن را رونق داده است اما این حس کنجکاوی و توجه نسبت به میراث او در وجودش دیده نمی شود.سرزمین ایران با عظیم ترین،غنی ترین،سرشارترین و پربارترین گنجینه ها و دفینه ها و ذخایر ارزشمند تاریخی و باستانی جهان.گنجینه هایی که مانند نفت و گازو معادن طلا و نقره پایان پذیر نیستند به دلیل فقرزیرساخت های این صنعت در کما فرو رفته است اما کشورهای همسایه از کوچک تا بزرگ با برخورداری از زیرساخت های عالی گردشگری،با کمترین میراث تاریخی موج گردشگران ما را به سوی خود می کشانند.دراین بین کشورهای ترکیه ،عراق،ارمنستان و جمهوری آذربایجان درجذب بیشترگردشگران ایران موفق عمل کرده اند. براساس آمارکشورترکیه در شش ماه نخست سال میلادی 2017)سفرایرانیان بیش از یک میلیون نفر یعنی 5 درصد کل گردشگران خارجی بعد از گردشگران روسیه،آلمان بریتانیاوگرجستان، بوده اند و با رویگردانی از میراث خود،در رشد صنعت گردشگری کشورهای همسایه نقش موثری داشته اند.آخرین آمار منتشر شده از سوی سازمان گردشگری گرجستان حاکی از آن است که میزان ورود ردشگران ایرانی به این کشور درفاصله بین 10 مرداد تا 10 شهریورماه سال جاری به بیش از 55 هزار نفر رسیده است.این میزان نسبت به مدت مشابه سال پیش افزایش رشد قابل توجه 1/ 85 درصدی را نشان میدهد. اشتیاق ایرانیان برای سفر به کشورهای یادشده به حدی است که به هنگام بروز ناامنی در این کشورها بازهم درهرشرایطی حاضر به انجام آن هستند .یکی از گردشگران ایرانی که ازجاذبه های تاریخی و طبیعی دههاکشورخارجی بازدید کرده بود می گفت تا کنون شیراز وآثارتاریخی اش را از نزدیک ندیده است.براستی چرا گردشگران ایرانی مقاصد دیگری غیر از سرزمین مادری خود را برای گردشگری انتخاب می کنند؟آیا ضعف زیرساخت ها،هزینه های وحشتناک سفر به مناطق مختلف ایران،هزینه های اقامت در هتل ها،هواپیماها وبی علاقه گی به آثار تاریخی کشور،باید همچنان مسافران ما را راهی گرجستان و ارمنستان و ترکیه و امارات و.. کند و کشورما با داشتن میلیون ها اثر و هزاران بنای تاریخی ممتاز و بی مانند بدون داشتن تفکرحمایت از میراث فرهنگی در حسرت جذب میلیون ها گردشگر باقی بماند؟هزاران هزار بنای تاریخی که سند گویای بسیاری از فنون و هنرهای ساختمانی در هر دوره بوده ما را مکلف می سازد تا از گنجینهای که مملو از فنون و هنرهای بازمانده از پیشینیان است مراقبت و محافظت نماییم و دلیل لزوم حفاظت از بناهای تاریخی، لزوم بازآموزی و کشف ارزشهای پنهان آنها است.ارزش هایی که از دیدگان همه ما پنها مانده اند.براستی گردشگر ایرانی از مساجدی چون جامع یزد و گلپایگان،جامع عتیق و شیخ لطف الله،مسجد علی و هفتشویه وبرسیان،عالی قاپو و سی و سه پل،منارجنبان و..اصفهان ، کبودتبریز، مسجد میدان کهنه و مسجد جامع کاشان،مساجد جامع نائین و نطنز،مسجد جامع ورامین ،مسجد سجاس ایلخانی زنجان ،سلطانیه ،تخت جمشید و بیشاپور،سیلک و طاق بستان،طاق گرا ،مسجد گوهرشاد،قلعه فلک الفلاک لرستان،میدان میرچخماخ ،کاخ هشت بهشت ،منارهای جنبان ایرانی،شهر سوخته،آرامگاه های سعدی و حافظ ،شمس العماره ،سازه های آبی شوشتر،گنبد کاوس،برج طغرل،ارگ بم و کریم خانی ، برج علاء الدوله،کاخ های نیاوران و گلستان ،ارگ طبس و حمام گنجعلیخان،و .....چه می داند؟چند درصد مردم این آثار و بناها را از نزدیک دیده اند؟باتوجه به آنچه گفته شد جای خالی سفر در سفره ایرانی بشدت حس می شود.ساده تر بگویم خودمان تغییر کرده و میراثمان را تحقیر کرده ایم. نفس صنعت توریسم داخلی را بریده اما صنعت توریسم کشورهای دیگر با سفرتوریست های ایرانی زنده است.لیکن ایرانزمین که سرچشمه با دوامترین تمدن جهان باستان بشمارمیرود نتوانسته با هزاران آثار باستانی و میلیون ها اشیای تاریخی درون موزه ما را به سوی خود فرا بخواند. آیا توجه به مکان های تاریخی کشورهای بیگانه و بی توجهی به مواریث کهن ایرانی،آفت ها و خیانت ها،کارنامه زشت رفتار و عملکرد ما با (میراثمان نیست؟

( تورج رهبرگنجه)

+ نوشته شده در شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ساعت 11:12  توسط وارنا |

برچسب: آثارباستانی,ایران,کنند؟, نویسنده: علی مقدم تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 3:00

صفحه بندی