خرید بک لینک

هیچ اثر باستانیای بیپیام وجود ندارد.

سالیان سال است که واژه میراث فرهنگی در افواه اقشار مختف جامعه معاصر ما به گونه ابتدایی جا افتاده واراده عمومی بر حفظ و ماندگاری اش بی رایج شده، و هر جا که ضرورت ایجاب کرده به اقتضای موضوع به دفاع از هویت تاریخشان برخیزند نخواسته وبرنخاسته وبهره ای نبرده که در نهایت رهایش کرده اند تا اینچنین به زوال روی آورد.این فرهنگ خشونت باردر برخورد مرگبار با آثار تاریخی و نگاه تحقیرانه به آن ،حاصل فاصله گرفتن مردم جامعه از تاریخ و هویت تاریخی است که هیچگاه آن را قدر ندانستند.نه آن را "پاس "داشتند و نه "پس" داشتند.عملکرد نا مطلوب ما در صیانت از میراث ریشه ها و فرهنگ و تاریخ و هنر اندیشه ها، نشان می دهدکه ما از مورچه نیز کمتریم زیرا با میراثمان آن می کنیم که مورچه با خاک نکرد.ما ریشه در میراث و مورچه ریشه در خاک دارد.انسان امروز با همه دانش و آگاهی هایش می پندارد با این همه پیشرفت، هیچ نیازی به میراث و گنجینه های موزهها و نشانه های تاریخی اش که با هویت گذشتگان او در ارتباط است ندارد. انسان امروز در مجموعه میراث فرهنگی اش هیچ چیزی را نیجوید.انگار با این همه معرفت و اندیشه تاریخی، تاریخ به ماهو تاریخ در خط مقدم نظام دانایی عالم مدرن قرار نگرفته است درحالی که انسان با بهره مندی از دانش باستان شناختی بیش از هر دانش انسانی دیگر، در خط نخست آگاهی تاریخی انسان روزگار ما به خدمت فراخوانده شده وآگاهی تاریخی و درک باستانشناسانه از گذشته بهصورت امری اجتنابناپذیر برای اودرآمده است.انسان امروز با این همه، هم از اندیشه تاریخی و هم از رویکردهای باستانشناختی به گذشته پرهیز کرده و قصد بهره برداری ندارد.تا دیروز برای همین انسان و نسل های او، میراث فرهنگی مهمترین منبع و مرجع شناخت از گذشته بود اما در دوره جدید جامعهها بیبهره از آگاهی تاریخی شده و در مواجهه با سیلاب رویدادها و چالشهای تاریخی آسیبپذیرتر گردیده اند. جامعهای که آگاهی تاریخی نداشته باشد.مگر نه این است که جامعهای که به اندیشه تاریخی بهایی ندهد دیر یا زود فرو خواهد پاشید.بودن انسان بدون تفکر تاریخی میسر نیست.شوربختانه امروزه آنچه از میراث و یادمانهای فرهنگی و تاریخی ایران برجای مانده بسیار اندک بازتابگر هزارههای پرفرازونشیب ایران است و ما با این همه تخریب ها و تهدید ها چگونه میتوانیم در شناخت گذشته خویش بر آن تکیه زنیم؟

جام برنزی مربوط به هزارهٔ یکم پیش از میلاد یافتشده در حسنلو؛ موزه ملی ایران
هر اثر باستانی از دیرینهای کهن و سادهترین گرفته تا پیچیدهترین مجموعههای فرهنگی، ابنیه و آثار باستانی همواره حامل پیام است. هیچ اثر باستانیای بیپیام وجود ندارد. میراث فرهنگی بستر تداوم و استمرار تاریخی، مدنی و معنوی ماست. میراث فرهنگی، میراث ریشههای ملی، معنوی و ایرانیبودن ماست. .یک ملت و یک جامعه را با ریشههایش موثقتر و مطمئنتر میتوان شناخت تا با تنهها و ساقهها؛ همینطور از ریشههایش آسانتر میتوان افکند تا از ساقهها و شاخهها. امر اتفاقیای نیست که امروزه بدخواهان و بدسگالان میهن ما ریشههای ما را نشانه گرفتهاند
صیانت از ریشهها، صیانت از موقعیت تاریخی، مدنی و معنوی ملت ماست. بهصراحت و صرافت میتوان گفت که ایران از ممتازترین منطقههای فرهنگی تاریخ جهان است؛ کشوری که توانسته، از هویت قومی و طایفهای و نژادی و ژن و سلول و مولکول فرابگذرد و بهصورت یک هویت عظیم فرهنگی، مدنی و معنوی و ارزشی در سطح جامعه و تاریخ جهانی ظاهر شود. این وحدت معنوی و وفاق ملی و اتفاق فرهنگی و مدنی و معنوی را شما از ترانههای ارس تا اروند، از اروند تا هیرمند، از هیرمند تا سرخس آشکارا میتوانید در نغمههای موسیقی عرفانی او (ملت ایران)، در ادبیات، در حماسهها، در اسطورهها، در آیینهای فتوت و پهلوانی او احساس کنید. همهجا، یک روح نجیب، یک معنویت شریف، یک نگاه و برخورد سرشار از مدارا و تعادل میان درون و بیرون را میتوان دید.

برچسب: نویسنده: علی مقدم تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 1:47

صفحه بندی