خرید بک لینک

زگفترعلما و حکما برآمده است ملتها از طریق دروازه های میراث, و فرهنگ و تمدن با هم در صلح و اقتدار زیست کرده اند.کاروانسراها نمونه بارز اثبات این ادعا و کانون تجمع رفت و آمدهای ملل مختلف در طی قرون و اعصار بوده و هستند ونشان می دهند چگونه در کمال آرامش و صلح پایداربه مبادله کالا اشتغال ورزیده اند.به همین دلیل از میراث, به عنوان زبان مشترک همه ملتها و ملیتها نام می برند.زیرا تنها میراث, است که مقوله جهانی و شمول جهانی دارد .دربحث میراث, فرهنگی, باید گفت به دلیل اهمیت میراث, فرهنگی, در هرکشوری برای همه ملتها میراث, فرهنگی, هرکشور خصوصا موارییث سترگ و بی مانند جزء میراث جهانی و همگانی محسوب می شوند. درقاموس و ناموس میراث کشورها باید این اجازه را به چهانگردان بدهند بسهولت از مرزهای جغرافیایی عبور نمایند.میراث تنها مقوله ای است که از این قائده مستثنی می باشد . میراث فرهنگی, دروازه صلح ملتهاست وملتها باید با عبوراز این دروازه ،به صلح پایداربیندیشند. سرزمین ایران نمادی از تاریخ و فرهنگ بشریت است و قدمت و تمدن آن بیش از هزاران سال می باشد. گردشگران و تاریخدانان، جغرافی نویسان ،سیاحان و باستان شناسان جهان یادکرده اند که میراث این سرزمین در صدر میراث بشریت قراردارد.همه جای ایران غنی و مملو از سنتها و باورها و مواریث مذهبی و تاریخی کهن از ایام دور و دراز است.ما در سرزمینی زندگی میکنیم که در زمینهی هنرها و سنتها و آیینها غنی است از این نظر شاید یکی از استثنائیترین سرزمینهای جهان است همهی اینها در حوزهی آثار تاریخی فرهنگی, است ..میراث عقبه ،شناسنامه ،پیشینه دیرینه،هویت ساز،مدرک و سند احراز موفقیت ها،تلخکامی و شادکامی هاست.ارزش میراث فرهنگی, زمانی فهمیده میشود که مفهوم میراث فرهنگی را بدانیم.وقتی اغلب به این تنه و ریشه درقالب اصلی توجه نمیکنیم و این تنه و ریشه همان میراث فرهنگی است که بیش از یکی نیست؛ میراث فرهنگی چیزی است که ما تحت عنوان هویت از آن نام میبریم .میراث ما فرآورده هزاران سال تلاش است لازم است بدانیم بشناسیم و بفهمیم ،حتی مفقود، معیوب و مصدوم شدن یک برگ از گزارشهای باستانشناختی، یک عکس یا یک فیلم و نقشه از پژوهشهای میدانی چه معضلاتی را میتواند به دنبال آورد و چه گوهری از اطلاعات برای همیشه از کف میرود. این اسناد گنجینهای از اطلاعات قابل اعتماد، استفاده، ارجاع و منبع مهمی هم برای مطالعات هم برای پژوهشهای سپسترند که میتوانند به خدمت گرفته شوند. آنها وقتی آسیب میبینند یا معیوب، مسروق و مسدوم میشوند هم مواد و مصالح اطلاعاتی اولیه یا به اصطلاح دست اولی که در پیکربندی، پیافکندن، بنیاد نهادن، بازساختن معرفت و منظری باستانشناسانه درباره روندها و رخدادهای فرهنگی، انسانی، اجتماعی و حتی زیستمحیطی گذشته میتوانند پژوهشگر را یاری دهند با اختلالهای جدی مواجه میکند، هم آن که وقتی مفقود میشوند جبران و جایگزینی برایشان متصور نیستکشفها، وصفها و گزارشهای باستانشناختی بر شانه یکدیگر بنیاد نهاده شده و استوارند. چونان لایههای متأخر فرهنگی بر شانه لایههای متقدم از پی رسیده و قرار گرفتهاند. این اسناد و مدارک بیبدیل و این گنجینههای اطلاعات فرهنگی، باستانشناختی و علمی ناجایگزین، اعم از گزارشهای هیاتهای باستانشناختی و رشتهها و دانشهای مرتبط و نظایر آن، علی القاعده محصول مطالعات میدانی وسند حلقههای پیوند و رشتههای اتصال استوار میان سلسلهایی از نسلهای پژوهشگران هستند که آمدهاند و از پی رسیدهاند و در راهند و از سر خواهند رسید.وقتی در این حلقههای پیوند خللی ایجاد میشود میتوانید گمان کنید چه توفانی از اغتشاش، آشوب و اختلال در طرحها و برنامههای پژوهشی پدید خواهد آمد و چه مشکلات سنگینی دست و پنجه خواهیم فشرد و چه خسارت بزرگی را متحمل خواهیم شد.هر محوطه و اثر باستانی یا بنا و بافت تاریخی در نوع خود یک محوطه، اثر، بنا، بافت و میراث بیبدیل، تکرارناپذیر، یکتا و ناجایگزین از تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری ماست. میراثی که هم متعلق به سرزمینی است که در آن قرارگرفته هم به جامعه و جهان بشری ما. این آثار به جای مانده از گذشته با هر شکل، شمایل، انواع و اطواری به این یا آن طریق رشتههای اتصال و حلقههای پیوند و پیوستگی ما با پیشینه تاریخی و سابقه مدنی و معنوی ماست. این آثار سوای حیث تاریخی و معرفتیشان که در دوره جدید سخت بر آن انگشت تاکید نهاده شده و در نظام دانایی و اندیشه تاریخی عالم جدید محوریت یافته است، توجه به وجه وجودیشان نیز حائز اهمیت بسیار است وقتی یک تپه و تل باستانی، وقتی یک بنا، اثر و بافت تاریخی مورد تجاوز و تخریب قرار گرفته و از میان ما میرود برای همیشه نابود شده و از میان رفته است یگر با هیچ هزینه و به هیچ بهایی و با هیچ دستی نمیتوان آنچه از کف رفته جبرانش کرد؛ چون هیچ جایگزینی و بدیلی برایش متصور نیست مانند انسان است وقتی از بین رفت مشابه خود ندارد.این میراث عامل نزدیکتر نمودن انسانها به یکدیگر و تضمین تبادل و درک متقابل است، زیرا از بستر فرهنگها برخاسته و جاری شده است نه از دامن تمدنها، با این وجود برای معرفی این آثار به مردم خود و حفظ فرهنگ داخلی هیچ تلاشی از سوی مسئولان انجام نمی شود و دائما شعارها حفظ این میراث از طریق جذب توریسم است، در حالی که خود ما از فرهنگمان چیزی نمی دانیم توقع داریم دیگران این فرهنگ را بشناسند و این انتظاری عبث است اینکه حیثیت دیروز و امروز خودمان را نشناسیم و دائما دنبال این باشیم که افراد غریبه این میراث را به ما بشناسانند کاری از پایه عبث است.مجموعه میراث فرهنگی ما حافظه امروز ماست. اگر امروز از فردی حافظه اش گرفته شود هیچ کاری نمی تواند انجام دهد. ما هر کاری که امروز و فردا انجام می دهیم مبتنی بر آن چیزی است که در گذشته فرا گرفته ایم. گذشته و میراث فرهنگی یک سرزمین حکم حافظه آن سرزمین را دارد برای مردمی که در آن زندگی می کنند. بنابراین امروز و فردا معنایی جز دیروز ندارد. برای اینکه بفهمیم که هستیم و امروز و فردا باید چگونه زندگی کنیم، باید به گذشته توجه داشته باشیم و بر اساس آموخته هایمان است که ما زندگی در امروز و آینده را رقم می بنابراین تمام میراث ملموس و ناملموس یعنی همه معارف دینی و انسانی ما و همه تجربیات تاریخی و همه آثاری که در خود انواع دانش ها را مستتر دارند، اینها همه حافظه یک ملت و بزرگترین ثروتی است که در اختیار یک ملت است، برای اینکه از طریق آن بفهمند امروز و فردا باید چهکار کنند و این خاصیت میراث فرهنگی است.بی تفاوتی نسبت به آثارتاریخی همان دور شدن از گذشته است وقتی از گذشته خود دور شویم همه چیز را فراموش می کنیم.نه خواهیم دانست کی بودیم و کجای تاریخ زیست کردیم.نه پیام صاحبان و خالقان آثارتاریخی را می شنویم.هویت خود را از دست می دهیم.اسناد دوران های افتخار و شکوهمند بسادگی محو می شوند.ارزش تاریخ و آثارتاریخی ملتها به حقایق نهفته در آن وابسته است.هیچ ملت و ملیتی حق ندارد تاریخ خود را پالایش کند. تاریخ ،همه حقیقت های رخداده در دوره های مختلف شکل گیری تمدنها هستند.هراثر و بقایای تاریخ برای درس گرفتن است.تاریخ ملتها مشحون از شکست ها وپی روزی, ها ،اشک ها وخنده ها،پستی و بلندی ها ،فراز و فرود ها ،زشتی هاو زیبایی ها است اگر زشتی های تاریخ را از صحنه و صفحه روزگار برداریم زیبایی هایش از بیان واقعیت ها عاجز می ماند.برای انسان ماندن هم هیچ چیزسنگین تر از احساس مسولیت کردن نمی باشد.شاید بتوان گفت ارزش انسانها به میزان بارمسولیتی است که بر دوش دارند.آنها که میراثمان را تخریب می کنند می خواهند ما را از اصل بیندازند.یادمان باشد از اصل افتادهها را به سادگی یارای, برخاستن, نیست.

Ùx85Ùx82برÙx87 Ú©Ùx88رÙx88Ø´ کبÛx8cر

برچسب: نویسنده: علی مقدم تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 23:25

صفحه بندی