خرید بک لینک

این روز ها یاهمه بیل و چماق بدست روانه اتلال و محوطه های باستانی می شوند اما نه برای دفع مزاحمت ها و اشراری که چشم طمع به میراث مردم این سرزمین نگاه بی شرمانه ای دوخته اند بلکه برای یافتن سیم و زری ویا اینکه درمیان استمرار کم توجهی متولیان میراث فرهنگی، ستاره اقبال میراث باستانی ما کماکان رو به افول می رود.اوضاع عجیب و قریب و رقت بارآثار باستانی و بناها و مآثورات کهن ،زخم کهنه و بار سنگینی بر دوش دوستداران میراث فرهنگی و تاریخی شده است.تخریب ها و سرقت هادرحوزه میراث فرهنگی مانند شته ،همه ی آن كامها و ناكاميها ، نوآوريها و نوسازيها ، هنرورزی ها وهنرخواهی ها ،به یکباره مورد هجمه و هجوم خود قرارداده است،ازگذشت روزگاران طولانی ميراث عظیمی براي ما برجاي مانده است اما گویی نگاهداشت آنها هم هنوزخوشحالمان نکرده است. درنگاهبانی از آنها چشم همت فرو بستیم تا آنجا که هنر نچشیدن این لذت در کنار آثار تاریخی بودن و همه غرور ورزیدن به آنها از سوی ما عادات زشتی برای نسل فراروی شده است.اوضاع میراث این روزهاچنان سخت و وخیم شده است که دشواري كارحفاظت و صیانت از مآثورات را برهمه ما سخت و سخت تر کرده است.ميراثداران و سکانداران فرهنگ از هر چه از نياكان(که صحیح نیاگان است) رسيده است دل ناخوش داشته و تنها دل به منصب چند روزه ی این ایام خوش داشته که هیچ لایق و سزاوار هم نبوده اند.از منظر این طیف، میراثی بماند و یا برود. تلی با لودر تسطیح شود یا با تی ان تی منهدم کنند .و یا چون بیشاپور بسوزانند و یا چون رامهرمز و جیرفت هجوم ملخوار سارقان را ببیند بقول قدیمی ها توفیری ندارد. می گویند فرمان این است میراث بايد حفظ شود اما کمی جلوتر خودشان میراث را به قصد و قربت دستیابی به زر و درهم می شکافند می گویندآثارباستانی و تاریخی کشور روایات و واقعیات گذشته و رفته بر سرزمین ومردمان آن در هزاران سال پیش است چه لزومی دارد که در سایه آن پس منظرهای تاریخی قومی و مردمی را بنگریم؟ اما در نگاه طیفی دوستدار میراث فرهنگی درعصرکنون ، آثار باستانی بسیار محترم و گرابنها می باشد.میراث فرهنگی بخش عظیمی از وجود ماست. دارایی ماست. هویت و ماهیت ماست. هیبت و هیمنه ما ست. می خواهم وجودمان پایدار و هیمنه ما نشکند. نمی دانم آیا این گناه است؟سالانه میلیاردها تومان صرف بدنه عظیم و فربه میراث فرهنگی کشور می شود.با هزاران نیرو و پرسنل/از تهران تا بیابانهای مرودشت از شمال تا جنوب از شرق تا غرب کشور از شمال شرقی تا جنوبی ترین نقطه شرقی و غربی اش از کارشناس و هیات علمی تا نیروهای پشتیبانی،و صرف میلیارد ها تومان و هزینه های بررسی/ تحقیقات، حفظ و صیانت از میراث/ گنجینه ها و آثار باستانی، هزینه های مربوط به نگهداری از اماکن تاریخی،ثبت آثار در فهرست های ملی و جهانی،پروزه های تحقیقاتی،حقوق و مزایای آنها واگراجازه دهید بگویم در کنار فوق العاده های آنچنانی مدیران نمی دانم چرا هیچ اثار و اثری از خود باقی نمی گذارد.باور کنید اگر هزارتومان به حلیم فروشی بدهیم یک کاسه بزرگ حلیم بما می دهد اما صرف این بودجه عظیم در میراث فرهنگی برای حفظ و صیانت آنها به کجا می رود؟کدام بنا از تخریب باز ماند؟کدام تل باستانی زیر چرخ لودر نرفت؟آیا تپه باستانی شوشتر حفظ شد؟وقتی از میراث گذشتگانمان درسی، عبرتی ،پندی نمی گیریم چه لزومی دارد این همه هزینه برای میراث شود؟براستی آیا میراثداران فرهنگی نمی توانند مانع از تخریب انهدام و نابودی آثار باستانی ما شوند یا موضوع چیز دیگری است؟آخر چگونه ممکن است که یا این بودجه های کلان نتوانیم مانع از مرغانه سازی بر روی تپه مارلیک شد؟ تپه های شوش و رامهرمز و خوروین ،گودین و گیان و کلورز را حفظ کنیم؟ پس به درد چه می خوریم؟آیا فردا موآخذه نخواهیم شد؟آیا وقتی یک محوطهی باستانی، یک بنای تاریخی یا یک اثر فرهنگی وقتی تخریب میشود و از میان میرود،نباید دلمان بسوزد؟ بشورد؟آثاری که دیگر با هیچچیز آنچه را که از کف رفته نمیتوان جایگزین کرد نباید بر نگرانی ما بیفزاید؟ چرا در زیر سقف میراث گرانبهایی که نفس می کشیم آوار سقفش را فرو می ریزیم؟چرا اثار بهجایمانده از کردهها و میراث اعصار و آثار فرهنگی اعم از مدنی و معنوی، آیت و اشارت و مدرسهی معرفت و عبرت مربوط به نیاکانمان را به تلی مبدل می سازیم؟این میراث ارزشمند برای همهی نسلهایی هستند که یکی پس از دیگری از پی هم در این سرزمین تاریخی و باستانی میرسند.در کورههای آتشناک سخت و سنگین تاریخ آموخته ایم که هر ملت با مدیریت بر گرفته از اندیشه و آگاهی تاریخی در تصمیمگیریها و معادلات و ملاحظات سیاسیاش بهره های بسیار از اندوخته های آن برده است و در مقابل مردم و ملتی که بیتوجه از کنارش بگذرد یا آنکه بیبهره از اندیشه و شناخت تاریخی، گام در میدان رویارویی با حوادث بگذارد، سرانجام عرصه را به حریف وانهاده است. وقتی قومی به یک باره اصول فضيلتها و خصلتهاي ممتاز انساني را كه به دنياي فرهنگ تعلق دارد را به كتابها سپرده و كتابها را به كتابخانههاي خلوت/ و میراث ملت خود را به مخروبه ها می کشاند. همه ی این مآثورات تاریخی یعنی تمام آثار باقیمانده از گذشتگان که در اصل نشان دهنده حركت انسان در طول تاریخ هستندشناسایی آنها زمینه شناخت هویت و خط حركت فرهنگی این سرزمین و تاریخ اقوام مختلف آن می باشند در کنار بی فضیلتی ها از بین می روند چه می توان کرد؟سرزمینی که بر کمربندی ازمیراثی غنی و عظیم اسکان گزیده است و آثار تاریخی آن به لحاظ حجم، گستردگی، تراکم، توالی و غنای مواریث مدنی و معنوی، موقعیت ممتاز در تاریخ و فرهنگ جهانی دارد ایجاب می نماید مسئولیت سنگین و خطیرصیانت از میراث فرهنگی را با شایستگی و تعهد انجام دهیم اگر چه مدیریت میراث اکنون جامعه ترجیح داده است از پذیرفتنش شانه های مسولیت مهم حفاظت و مرمت بناهای تاریخی شانه خالی کند همانگونه که مقام معظم رهبری و بسیاری از علمای بزرگ ماحفظ آثار باستانی را واجب و تخریب بناها را جایز نمی شمارند.بر ما واجب است خود چونان یک سنگربان و سرباز برای صیانت و دفاع از مرزهای تاریخ و فرهنگ میهن کوشا باشیم یادمان باشد میراث وتمدن هر سرزمینی ، درحكم دریچههای است، كه به سوی روحیات و خلق و خوی، آداب و رسوم ساكنین آن دیار باز میشود. شناختن و شناساندن آثار تمدن چهرهای تابناك هر نقطه به حكم وظیفه بر عهده ی همه ما ست این دریچه های خلق و خوی و ادب را مسدود، متروک و ویران نسازیم.بسیاری از تصمیم گیری ها، اندیشه ها و فعالیت های گوناگون لایه های مختلف جامعه، بر اساس تعریف و مفهوم میراث فرهنگی انجام می شود. تا چندی پیش، عامه مردم میراث فرهنگی تنها به دید آثار مادی می نگریستند. که این دیدگاه در تمامی اندیشه ها و ساختارهای فرهنگی ریشه دوانده بود آزارمان می داد با حال با انهدام و از بین رفتن این آثارباستانی فردا دیدار با آثار مادی – تاریخی- فرهنگی هم ناممکن می شود.؛ این در حالی است که میراث فرهنگی مهمترین رکن آن بخش آثار مادی است و هرچند تمام آن نیست. تخریب این بخش قابل محسوس و مشهود است. اهمیت بازسازی/ حفظ و نگاهبانی از آن بر همه آشکار است اما این شیوه مدیریت با نسخه چکشی اش داد همه ما را در آورده است. اوضاع و شرایط فعلی میراث فرهنگی ادامه نابسامانی مدیریت های دوران گذشته است میراث فرهنگی و تاریخی ما از پتک ایام بر تن خویش زخم ها و از نیشتر آن نیش ها بر جان دارد و تمامی شوق و ذوق و ابتکار و شگفتآفرینی های هنر ما را نشانه رفته است هنر های بدیع نا پدید و کارگاه عظیم هنری نیاکانمان با از دست دادن نمونه های شاهکار خویش وداع تلخی با میراث ما دارد دیگر نه از ممتازی شان خبری است و نه از شاهکار بی بدیلشان. نه منحصربفردند و نه شگفتآور. نه مثل اعلی بی مثالند و نه زبان اهل خصال،برج و بارو و قلعه و حصار و بناها تلی از خاک می شوند و ما همچنان در سایه سکوت نشسته ایم. میراث وهنری که تا دیروز جهانی و مانی بود امروز ناخوشی های دوران که بی توجهی و کم مهری من و توست بر آن سایه انداخته است. بیاییم میراث و مواریثمان را نگاهبانی کنیم. بیاییم راه غارت را بر میراثخواران ببندیم. نگذاریم دشمن به خواسته اش که نابودی ریشه های فرهنگ و تاریخ و تمدن ماست نائل شود. خواسته او مگر جز غارت و چپاول و از بین بردن دارایی های تاریخی و فرهنگی و باستانی و نابودی ریشه های ماست؟ مگر خواسته ی او چیزی جز محو هویت تاریخی من و توست؟میراث فرهنگی زبان تمدنها و بیان رخداد های گذشته است .اهمیت حفظ میراث فرهنگی اعم از ملی و جهانی بر هیچ كس پوشیده نیست این بناها و محوطه های تاریخی زبان خاموش تاریخ كهن سرزمین ها هستند كه می توانند فضای روشنی از گذشته تاریخی مردمان را به آیندگان ارایه كنند.این رویكرد در ایران كه در جمع پنج كشور برتر تاریخی جهان قرار دارد، اهمیت بیشتری می یابد.آثار و بناهایی که به فراموشی سپرده شده یا رو به و ویرانی نهاده اند ویا از سرستیز و عناد بیگانگان به نحوی تخریب گشتند كه امروز تنها بقایای كوچكی از آنان روی تپه ها و محوطه های باستانی دیده می شود روزگاری زبان گویای تاریخ بودند با اینکه، اهمیت بسزایی در كشف حقایق دوران گذشته و شرح حالی از جنگ ها، فتوحات، وقایع مهم تاریخی، نوع زیست و معیشت مردم در طبقه های مختلف اجتماعی، پوشاك و حتی آیین های مردمی در اختیار انسان و تنبار آنها قرار می دهند هنوز ضرورت توجه و نگاه انسانی و عالمانه ما را برای صیانت از این محوطه ها و مآثورات تاریخی – فرهنگی معطوف آن نکرده است. از تخریب و بلاهایی که بر سر میراث فرهنگی ملتها آورده اند درس بیاموزیم. (تورج رهبرگنجه-باستان شناس)

برچسب: نویسنده: علی مقدم تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 11:31

صفحه بندی